
دوباره ( احمد شاملو )روزی ما دوباره کبوتر های مان را پیدا خواهیم کردو مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفتروزی که کمترین سرودبوسه استو هر انسانبرای هر انسانبرادری استروزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندندقفلافسانه یی ستو قلببرای زندگی بس استروزی که معنای هر سخن دوست داشتن استتا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردیروزی که آهنگ هر حرفزندگی ستتا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم.روزی که هر لب ترانه یی ستتا کمترین سرود، بوسه باشدروزی که تو بیایی برای همیشه بیاییو مهربانی با زیبایی یکسان شود.روزی که ما دوباره برای کبوترهای مان دانه بریزیم . . .و من آن روز را انتظار می کشمحتی روزی که دیگر نباشم + نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱ ساعت 2:44 توسط بهمن طالبی |&nbs...
ادامه مطلب
شعر زیر در چه قالبی است؟زین گفته سعادت تو جویم پس یـاد بگیـر هر چه گویممی باش به عمر خود سحرخیز وز خواب ســحرگــهــان بـپرهیزبـا مــادر خویش مهربـان بـاش آماده ی خدمتش به جان باشبـا چشم ادب نـگـر پدر را از گفته ی او مپیچ سر را...
ادامه مطلب
رفاقت...
ادامه مطلب