
آپارتمان کوچک نوریکونمای متوسط نوریکووتـومی. رختخواب هاقبـلا"پهنشده اند: تومی(مادر شوهر) روی یکی از آنهـانشستهاست.نوریـکو(عروس)، یوکاتـا به تن، پشتتومی، شانـه هایاورامالش می دهد.خارج نما،ساعت دیواری دوازدهمین ضربه ی نیمه شبرامی نوازد.تومی: آه ... متشکرم ... بس است، کافی نیست؟نـوریکـو: نـه، نـه... (بـه مـالـش دادن شـانـه هـای مـادرشوهرش ادامه می دهد).تومی: آه ... امـروز، روز طولانـی ای بود،پساز بازگشتازآتامی، رفـتیـم منـزل شی جی، بعـد هـم رفتیم پارکاورانو. نوریکو: خسته شدی، نیست؟تومی: نه ،چیزینیست ... باعثز...
ادامه مطلب
گـوزنـهـا...
ادامه مطلب